250,000 تومان
صبح زود یک روزه یکشنبه، بعد از اولین مراسم عشای ربانی، بابا به جای اینکه من را به خانه ببرد به دل وکسفورد می راند، به سمت ساحلی که کسب و کار مامان اهل آنجا بودند. از دهکده شیللا می گذریم، آنجا که بابا گاو قرمزمان را توی بازی باخت. بازار کارنو را هم پشت سر می گذاریم. مردی که گوساله را برنده شد کمی بعد آنجا فروختش. بابا کلاهش را پرت می کند روی صندلی، مسافر شیشه را پایین می کشد و سیگار را دود می کند.
در انبار موجود نمی باشد
شابک | 9786229703205 |
---|---|
تعداد صفحه | 74 |
نویسنده | |
ناشر | |
سال چاپ | |
نوع جلد | |
قطع | |
نوع کتاب | ترجمه |